تبليغاتX
از خاموشی تا فریاد

از خاموشی تا فریاد

ساحل دلتو بسپار دست خدا; خدا خودش بهترین قایقشو واست میفرسته

عاشق

Y      نه گلايه دارم از تو نه ديگه شكايتي

 

 نه يه قصه رو لبامه نه ديگه حكايتي

 

 شب تا صبح تو خلوتم به يادِ تو سر مي كنم

 

دارم انگار كه ديگه جای خالي تو باور مي كنم

 

چه جوري به دل بگم از سر راه تو بره

 

دلي كه شكسته و هنوز برات منتظره

 

كاش مي شد كه از گذشته ها برات حرف بزنم

 

 بعدِ سال ها نتونستم كه ازت دل بكنم

 

 يه اتاق قدِ قفس براي گريه هام بسه

 

 آيينه بي تاب و قراره واسه تو دل واپسه

 

نه غزل مونده تو شعرم نه ديگه ترانه اي

 

 كه برات بسازم از نو شب عاشقانه اي يادگار

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت22:14توسط فریــــــــاد | |



تولد

برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیلک کنید.

به تمام عزیزانی که تو این ماه به دنیا اومدن تبریک میگم...


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت14:25توسط فریــــــــاد | |



دوست عزیزم مریم (رویا) جان:

۱۶ شاپرک رنگی را پرواز کنان به مناسبت شانزدهمین بهار زندگیت رهسپار جاده ی ارزوهایت میکنم.

  همراهانت در جاده های بی کسی:

الهه ، ناهید ، مریم...

تولدت مبارک...

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت14:2توسط فریــــــــاد | |



تولدت مبارک

عزیز تر از جانم آرزو:

به مناسبت بیست و دومین سالگرد تولدت ۲۲ ستاره درخشان را از اسمان قلبم پیشکش به قلب ناارام تو خواهم کرد.

       تولدت مبارک...

                                        آرزومند ارزوهای قشنگت  الهه

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت13:44توسط فریــــــــاد | |



تــــــــــــاریـــــــــــــــــخ

 

برای انکس که همه چیز را افریده ، کوچک و بزرگی نیست .

 

هر جا که او هست ، همه چیز هست ، و هیچ جا هم نیست که او در ان نباشد.

 

مرا با همه ی ناچیزی ببین: نــــــا چــــیـــزم و هـــمـــه چـــیـــز هـــســـتم ، زیرا زاده ی زمین و هفت ستاره و سال

 

شمسی هستم. زاده ی خاکی هستم که دست قیصر و مغز افلاطون و دل مسیح(ع) و نبوغ شکسپیر را با ذرات خود امیخته

 

دارد.

+نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت20:15توسط فریــــــــاد | |



نامه

نـــامـــه ای بــــه خــــدا

 

چرا ترک گناه نمی کنم؟

چرا ترک گناه نمی کنم؟

 

در حالی که این همه می گویم از عضب خدا میترسم!!!

وقتی که من از غضب و قهر خداوند خوف داشته باشم ،

 

نباید و نمی توانم مرتکب گناه و عصیان بشوم...

ای کاش هیچ وقت ...

 

ای کاش هیچ وقت گناه نمی کردم.

 

خــــــــدایــــــــــا

 

شرمنده ام از زیادی گناهانی که انجام داده ام ، شرمنده ام.

 

پروردگارا،

 

از قدر شناسی خودم ، از اینکه هر روز باعث ناراحتی تو میشوم شرمسارم.

ای خدای بزرگ

 

چه بگویم از کدامین گناهم نزد تو طلب عفو کنم.

 

خـــــــــدایـــــــــا

 

به کدامین گناه اشک شرم از دیده جاری سازم.

هر وقت که خواستم زبان به حمد و ثنایت بگشایم، اشک در دیدگانم جمع شد و بغض شرم

 

و پشیمانی از گناهان ،

دیگر مجال سخن گفتنم ندارد.

 

بــــارالــــهـــــا

 

از این منجلابی که در ان گرفتار شده ام نجات ده.

به این پرنده ی اسیر ، پر و بالی ده تا خودش را از این قفس

 

رهایی بخشد و طعم رهایی و ازادی را تجربه کند.

 

+نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت19:33توسط فریــــــــاد | |