تبليغاتX
از خاموشی تا فریاد

از خاموشی تا فریاد

ساحل دلتو بسپار دست خدا; خدا خودش بهترین قایقشو واست میفرسته

همه دنیا رو نامردا گرفتن

وفا رو از شما مردا گرفتن

خبر اومد که مجنون و پریشب

با سه تا لیلی گرفتن


هنوز در پی جراح زبردستی می گردم

که سر نوشت مرا با تو پیوند بزند !


دوست داشتن زيباست

نه براي لمس کردن ؛ براي حس کردن !!!


آدم ديوانه را بنگي بس است

خانه ي پر شيشه را سنگي بس است


خود را به که بسپارم

وقتی که دلم تنگ است

پیدا نکنم همدل

دلها همه از سنگ است

گویا که در این وادی

از عشق نشانی نیست

گر هست یکی عاشق

آلوده به صد رنگ است


دیوانه باش تا غمت عاقلان خورند

عاقل مباش که غم دیوانگان خوری


گل به خاک نیاز دارد من به تو

گل به خود خار دارد من خار تو


همه در زندگی شطرنج بازیم

نباید بی جهت هرسو بتازیم

اگر تکنیک دلها را بدانیم

همیشه برده و هرگز نبازیم

(تقدیم به بهترینم)


بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست

هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم

دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست


+نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت19:52توسط فریــــــــاد | |