تبليغاتX
از خاموشی تا فریاد

از خاموشی تا فریاد

ساحل دلتو بسپار دست خدا; خدا خودش بهترین قایقشو واست میفرسته

 

گفتم : بازی بدون گل هم بی جاذبه است.

گفت : زندگی بی گل از آن بی جاذبه تر است .

گفتم : گل زندگی به چیست ؟

گفت :عمر ما یک میدان مسابقه است . فرصت هایی که

ما پیدا می کنیم هر کدام مثل یک پاس است از بی عرضگی

ماست اگر نتوانیم گل بزنیم !

گفتم : پس با این حساب ما کلی پاس خراب کرده ایم و

نتوانسته ایم گلی بزنیم . حیف از ان همه پاس های قشنگ

و فرصت های طلایی !

گفت : درست است هدر دادن عمر بدتر از خراب کردن پاس است .

به ما خیلی پاس می دهند ولی ما آبشارزن نیستیم و پاس ها

را خراب می کنیم .

هدر دادن هر نعمت ، خراب کردن یک پاس است .

گفتم : رفتی تو والیبال !...

گفت : بازی بازی است  دیگر ، چه فرقی می کند ؟

آن جا گل می زنند ، این جا آبشار .

عمده خراب کردن پاس هاست که داریم !

گفتم : دنیا واقعا بازیچه است .

گفت : ولی زندگی ، بازی نیست !...

اگر هم بازی باشد یک بازی جدی است !

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت17:23توسط فریــــــــاد | |